قهرمان ميرزا عين السلطنه

671

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تهنيتى با مادهء تاريخ در اعطاى اين پردهء تمثال مبارك به صدارت عظمى انشاء و انشاد كرده محض تتميم و تكميل اين « آرتيكل » نگارش مىشود . پردهء تصوير بىنظير شهنشاه * باد به صدر و دود فرخ و مسعود گفت به تاريخ او چه نيكو « شوكت » * صورت اعلى به صدر عالى محمود 1312 » براى اين قطعهء خنك كثيف آنقدر تمجيد و تملق از ميرزا حسن خان شوكت چه معنى دارد . آن هم در روزنامهء دولتى . منشى سفارت عثمانى قابل اين نيست كه روزنامهء دولت آنقدر تعريف و تملق كند . مثل اين است كه دوبيتى از رودكى و عنصرى و غيره نوشته باشد . نرخ منات و نرخ پول زرد فرنگى همسايه آمد . چند عدد لامپا و شمعدان و غيره سفارش دادم بياورد . خوش‌صحبت و خنده‌دار است . منات را شش هزار حساب كرد . ده روز پيش پنج هزار مىگفت . روزبه‌روز پول ما را كسر مىكنند . نرخ طهران خيلى شلوغ است . هركه هرچه گفت درست مىشود . من از شلوغى و بىنظمى نرخ ايران يك مثل بزنم كافى است . روزى كه شاه خانهء صدراعظم رفت چون معمول است و صرافها مىدانند مردم پول زرد لازم دارند و تقديم بايد بكنند و حال آنكه آن اشخاص كه پول زرد تقديم مىكنند تمام ذخيره دارند و هيچ وقت محتاج خريدن نمىشوند صبح آن روز پنج هزارى نه هزار و پنج‌شاهى كم بود ظهر و قبل از ناهار يك تومان و پنج‌شاهى بالا قيمت پيدا كرد . در چهار ساعت يا پنج ساعت سىشاهى تفاوت نرخ شد . تمام اجناس طهران از پنير و سبزى تا چيزهاى ديگر همين‌طور ، قيمت آنها بسته به دست فروشنده است . در دو ساعت مىتواند قيمت علاوه كند و كم كند . ليرهء انگليسى پنج تومان و هشت هزار شده . امپريال روس چهار تومان و هشت هزار قيمت پيدا كرده . شش هزار تفاوت وقتى كه نواب عليه مىرفت امپريال را دانه‌اى چهار تومان و دو هزار خريدند . بيست روز نيست شش هزار تفاوت كرده . اشرفى شاه مرحوم را دانه‌اى سه تومان الان مىخرند . در صورتى كه در عهد خود آن شاه مبرور ، هشت هزار خريد و فروش مىشد . خيليها ياد دارند و من از آنها به گوش خود شنيدم . همين اشرفيهاى اين شاه را هم در اوايل كه ضرب زدند يك تومان كمتر مىخريدند . ضرابخانهء ايران ، پول سياه ، اسكناس بيمعنى ضرابخانهء ايران مثل كارخانهء نجارى يا فشنگ‌سازى است . هركس نقره يا طلا بدهد اجرت گرفته ضرب مىزنند . حالا كه طلا هيچ ضرب زده نمىشود ، فقط پول